« داستان من و جليل شهبازی، يادی از فاجعه ملی قتل عام زندانيان سياسی در تابستان ۱۳۶۷، امير اطيابی | Main | نجات ایران در بر پایی حکومتی دمکراتیک بر اساس ارزشهای حقوق بشری و رفتن بسوی خودکفایی علمی و اقتصادی است »

چرا انقلاب مشروطیت شکست خورد؟

 

  این تصویر تعداد زیادی از مبارزان تفنگ به دست مشروطه خواه را نشان می دهد که سر تعدادی ترکمن را از تن

جدا کرده و با   آنها عکس انداخته اند

 این تصویر مربوط  به شکست ترکمنهای ایرانی، و نه روسی، طرفدار محمدعلیشاه  در استبداد صغیر است.رفتار مجاهدین مشروطیت تناسبی با ارزشهای انسانی ندارد

 

********************************************************************


یک صد و پنج سال پیش در 14 مرداد 1285 مظفرالدین شاه ، در پی تحصن مردم و علمایی که در سفارت انگلیس تحصن کرده بودند، مجبور به امضای فرمان مشروطه و تاسیس مجلس شورای ملی شد و بدین ترتیب دوره تازه ای از تاریخ این سرزمین آغاز شد. جنبش مشروطیت بواقع نقطه عطفی در تاریخ ایران زمین می باشد ، چرا که در پی گذر ایران از دوران سنت به دوران مدرن بوده و تلاش داشت تا با تغییر پارادایم حاکم بر این سرزمین، دوران نوینی را بنیان نهد.

ولی چرا انقلاب مشروطیت شکست خورد بهتر است بگوییم چرا انقلاب مشروطیت پیروز نشد با این تحولاتی را در ایران بوجود آورد.

 

به این پرسش پاسخهای گوناگونی داده شده است:

  1. نابهنگامی جنبش مشروطه از نگاه اقتصادی: برخی بر این نظرند که جنبش مشروطه به دلیل آنکه جامعه ایران از نظر اقتصادی همچنان وابسته به سیستم داد و ستدی بوده است . حال آنکه در غرب اول اقتصادی صنعتی شکل گرفت و در پی آن شاهد موفقیت سیستم مشروطه و یا جمهوری بودیم.
  2. دیگرانی بر این نظرند که ساختار فرهنگی لازم برای مشروطه شکل نگرفته بود و به همین خاطر شاهد آن هستیم که گفتمان غالب مشروطه بجای "آزادی" "عدالت" است. این بدلیل آن است که بنیانهای فرهنگی و فلسفی جامعه آن دوره همچنان بر پایه سنت بنا نهاده شده بوده است که "عدالت" را بر " آزادی" مقدم می شمارد.
  3. گروهی فقدان نهادهای مدنی و عدم شکل گیری جامعه مدنی به عنوان حایل مابین نهاد قدرت و جامعه را عامل این شکست قلمداد می کنند و بر این باورند که مهمترین ضرورت برای غلبه بر این شکستهای پی در پی ، یعنی جنبش مشروطه، جنبش ملی شدن نفت، انقلاب 57، دوم خرداد و... بنیان جامعه مدنی قوی و شبکه های اجتماعی متشکل از نهادهای مدنی می باشد.
  4. برخی بر این نظرند که یکی از دلایل شکست مشروطه بیان خواستهای مدرن از مجاری شریعت بود
  5. گروهی نیز به عدم توسعه یافتگی فرهنگی به عنوان عامل اصلی شکست جنبش مشروطه اشاره می کنند
  6. گروهی اما بر این نظرند که متاسفانه ظهور دیکتاتوری چون رضا خان با تاسیس دیکتاتوری مدرن سبب شد تا حرکت جامعه به سوی مدرنیته به تمامی از مسیر خود منحرف شده و بدلیل رویکرد استبددی وی به مدرنیزاسیون ، جامعه دچار انحراف شدید از مسیر خود شود. به همین دلیل بسیاری از نهادها و ساختارهای مدرنی هم که وی بنیاد نهاده بود، فاقد کارکرد درست در این راستا بوده و بر خلاف هدف تاسیسش در برابر این گذار قرار گرفتند. این گروه از دانشگاه مثال می آورند که مثلا دانشجویان و نخبگان پس از تاسیس دانشگاه در ایران غالبا از منافع ملی و اهداف مدرن بدور افتاده و به همین دلیل در میان کنشگران و فعالان دانشگاهی شاهد آن هستیم که در بسیاری موارد کمترین توجه به منافع ملی شده یا شاهد رشد گفتمان پیشا مدرن می باشیم. اینها البته بر این نظرند که انقلاب 57 نتیجه طبیعی آن انحراف بوده و به سبب این انقلاب و تغییرات صورت گرفته در جامعه، با تلاش نیروهای آگاه امکان بازگشت جامعه به مسیر اصلی، یعنی گذار به مدرنیسم مهیا شده است.

و...

_______________________________

از افشا

براستی دلایل شکست جنبش مشروطه و جنبش های در پی آن چه بوده است؟ و آیا راه رهایی از آن برای جامعه ایران متصور است؟ به عبارت دیگر چه باید کرد تا پس از 105 سال تلاش و مبارزه برای دست یابی به دموکراسی، قانون، عدالت و آزادی بالاخره جامعه از استبداد و بی عدالتی رهایی یافته و نیز با گذر از سنت وارد دوران مدرن شود؟

انقلاب مشروطیت نقطه عطف در تاریخ ایران است. در واقع ما از حوزه نفوذ انقلاب کشاورزی در دوازده هزار سال قبل جدا میشویم و بحوزه نفوذ تاریخی انقلاب صنعتی وارد میشویم و این انقلاب هم چنان ادامه دارد.از عصر ماشین بخار و ماشین چاپ تلگراف و تلفن و سینما و تلویزیون و آتم و کامپیوتر گذر کرده است و دایما متراکم تر میشود یعنی مثلا کامپیوتر کار رادیو -تلویزیون تلفن و تلگراف و ماشین تحریر را بتنهایی انجام میدهد.

سرگردانی ما این است که با معیار های انقلاب کشاورزی - بخوانید سنتهای ملی و دینی اسلامی - میخواهیم در دنیای انقلاب صنعتی زندگی کنیم و این شدنی نیست.به همین خاطر اساس حکومت در ایران گسسته شد یعنی دین و حکومت که در کل تاریخ با هم بوده اند متلاشی شدند یک بار حکومت بتنهایی قدرت یافت(حکومت رضا شاه: البته با کمک بیگانه بقدرت رسید و برای اولین بار قومی در پشت حکومت نبود)  وبجای دین از ایدئولوژی ایران باستانی استفاده کرد و حالا هم دین بحکومت رسیده است (حکومت خمینی ، البته با فریب مردم و نوکری بیگانه ) و ولایت فقیه را مطرح کرده است.ملایان که خرافات پرست هستند و از ابتدا مردودند ولی رضا شاه با سیاستهای نابخردانه از پرش ایران بعصر صنعت جلوگیری کرده است

مثلا در رابطه با مشروطیت رضا شاه بمشروطیت خیانت کرد و دشمنان مشروطه را بر سر کار آورد مثل تیمورتاشها حاکم گیلان و یا صدر الاشراف قصاب باغشاه.

 عده ای هستند که اطلاعات غلط بمردم میدهند و در مورد رضا شاه این اکثرا اتفاق میافتد او را که دیکتاتور و مرتجع و ضد مشروطیت بود آزادیخواه و طرفدار مشروطیت جا میزنند. یک نمونه ساده در این که کارهای رضا شاه ضد ملت بود بر کشیدن رجل بدنام در ایران بوده است مثلا قصاب باغشاه یا صدر الاشراف.
کسانی که مشروطیت را دوست دارند باید از دشمنان مشروطیت بیزار باشند. فکر میکنم حرف بالا منطقی باشد. مثلا تصور کنید رژیم فعلی از بین برود ورژیم دیگری بر سر بیاید و آن رژیم بعدی قاضی مرتضوی آدم کش را وزیر دادگستری خود بکند. آیا آن رژیم کارش درست خواهد بود ومدافع آزادی خواهد بود؟ کار سلسله پهلوی چنین بوده است که قصاب باغشاه را که مجاهدین مشروطیت رااعدام کرد بارها وزیر دادگستری و نخست وزیر خود کرد.سلسله پهلوی ضد مشروطیت و طرفدار دیکتاتوران و دکتاتوری بوده است بی خودی رضا شاه را باد نکنند  و وی را کبیر ننامند در زیر زندگی نامه قصاب باغشاه را مرور میکنیم. سيد محسن صدر _ معروف به صدرالاشراف (1341-1250ش) ــ فرزند سيدحسين در محلات متولد شد. تحصيلات ابتدايي را تا 11 سالگي كه علوم قديمه بود در همان محلات به انجام رسانيد و به علت اختلاف پدرش با ظل.السلطان (حاكم وقت) به همراه خانواده به تهران مهاجرت كرد و به تحصيل حوزوي در تهران ادامه داد.

صدرالاشراف ابتدا معلمي سالارالسلطنه پسر ناصرالدين شاه را برعهده داشت. پس از به سلطنت رسيدن مظفرالدين شاه حكومت همدان به سالارالسلطنه محول شد و صدر به عنوان پيشكار او به همدان رفت. در 1285ش مخبرالسلطنه (وزير عدليه) صدرالاشراف را به خدمت قضائي دعوت و به معاونت اول محاكم جزا منصوب كرد.

پس از بمباران مجلس شورا 1287ش، دادگاه ويژه.اي براي رسيدگي به اتهام دستگيرشدگان در باغشاه تشكيل شد، صدرالاشراف يكي از قضات اين دادگاه بود.

صدرالاشراف پس از باغشاه تا 1312 در مشاغل قضايي زير خدمت مي.كرد:
رئيس محاكم استيناف تهران، رياست دادگستري گيلان، رئيس شعبه دوم ديوان عالي كشور، رياست محكمه انتظامي قضات و مدعي.العمومي كل ايران.

محسن صدر از 1312 تا شهريور 1315 در دولتهاي فروغي و محمود جم وزير دادگستري بود سپس در دوره.هاي يازدهم، دوازدهم، سيزدهم به نمايندگي از محلات و كمره وارد مجلس شوراي ملي شد. پس از اتمام دوره نمايندگي در 1322 در دولت سهيلي به وزارت دادگستري رسيد و در 15 خرداد 1324 با رأي اكثريت مجلس شورا به نخست.وزيري منصوب شد. محسن صدر در دولت چند ماهه خود مورد مخالفت شديد توده.ايها و اقليت مجلس به رهبري دكتر مصدق بود. مخالفان، او را در نشريات « مستنطق باغشاه» و « ميرغضب باغشاه» خطاب مي.كردند. صدرالاشراف در آبان همان سال از نخست.وزيري استعفا داد و به خارج از ايران رفت. پس از بازگشت در 1327 به استانداري خراسان منصوب شد و در 1332 به عنوان سناتور انتصابي از تهران به مجلس سنا راه يافت و رياست اين مجلس را به عهده داشت.

محسن صدر در سن 91 سالگي در تهران فوت كرد.

منبع :موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران

تضاد اصلی در جامعه ما تضاد سنت با مدرنیته است.تضاد انقلاب کشاورزی با انقلاب صنعتی است.نام دیگرش عقب ماندگی ماست.

سنت یعنی چه؟
بنظر من سنت همان فرهنگ متراکم از دانشهای گذشته است که برای سرو سامان دادن به اجتماع بکار گرفته میشود.منابع اطلاعاتی ما از جهان در ابتدای تاریخ بشر ناشی از انقلاب کشاورزی و ایجاد فرهنگ یک جا نشینی است.فرهنگ یک جا نشینی توام با انبار کردن غذا بود و ناشی از تولید زیاد غذا که موجب میشد بشر اولیه با استفاده از این مزیت بتواند زندگی خود را راحت تر اداره کند و بتواند آینده را هم بهتر پیش بینی کند.این انقلاب کشاورزی توسط هاپلوگروه
[Y- chromose haplogroup J
انجام گرفته است که یک سوم جمعیت فعلی ایران را تشکیل میدهد.این افراد از اطراف ساحلی پر اب شرقی دریای مدیترانه تا سرزمینهای پر اب در غرب ایران وآناتولی حدودا دوازده هزار سال پیش زندگی میکردند (منطقه هلال بارور)زندگی میکردند  
اعراب و یهودیان هم به این گروه از انسانها متعلقند.اعراب جز زیر گروه جی یک و مردمان ناحیه شمالی تر نظیر ایران و ترکیه و یونان و ایتالیایی ها زیر گروه جی دو هستند.
فرهنگ کشاورزی زاینده مکتبهای دینی تک خدایی هستند و بهمین علت تمام ادیان تک خدایی غالب در دنیای امروز از انقلاب کشاورزی حاصل شده است و پس از هزاران سال هنوز هم تاثیر گذار هستند
ولی با مدرنیته و عصر روشنگری ما مواجه با انقلاب صنعتی هستیم که از عصر ماشین بخار و ماشینهای مختلف و هواپیما و عصر اتم گذشته ایم و وارد عصر کامپیوتر و انقلاب انفورمانیک هم شده ایم و این انقلاب تا هزاران سال مردم جهان را تحت تاثیر قرار خواهد دادو ما هنوز در تاثیر وزش بادهای اولیه این طوفان هستیم .ما باید آماده باشیم تا بتوانیم این طوفان انقلاب صنعتی که که همه فرهنگها را تحت تاثیر قرار خواهد داد سربلند و پایا بیرون آییم.

اگر امروز ما ماشین را ساختیم و بکار بردیم نخواهیم توانست بعقب برگردیم و آن را انکار کنیم.ما در این جبر هستیم و علم را نمیتوان متوقف کرد
علت تحولات اجتماعی قدرت فناوری جامعه است و میزان و نحوه تولیدات یک جامعه
علت تحولات اجتماعی چیست؟
http://efsha.squarespace.c​om/blog/2008/3/6/879034266​340.html
جامعه متحول میشود تا بقاداشته باشد و اگر جامعه با تحولات زمانه نتواند هم آهنگ بشود از بین خواهد رفت.اگر جامعه بقایی داشته باشد لازم خواهد بود برای بقایش سنتهایی را تغییر دهد تا بتواند با تحولات جدید همراه شود.انقلاب اسلامی ناشی از نبود تولید داخلی و وابستگی کشور به تولیدات خارجی و حاکمیت دولت دلال تولیدات خارجی در ایران بود
در واقع ما از ارزشهای انقلاب کشاورزی بسوی ارزشهای مدرنیته گذر میکنیم و ملایان و سلطنت استبدادی که حامل مسمومیت فرهنگی ما و مانع ما برای پرش از این ارزشهای قدیمی بسوی ارزشهای جدید هستند باید نابود میشدند.این آخرین فرصت برای ملایان بود که خودشان را با مدرنیته همراه کنند ولی اینان در خلاف جهت آب شنا کردند و نابود خواهند شد.
انقلاب صنعتی نه تنها ما را بلکه همه جهان با شلاق تحول بجلو خواهد راند و هیچ قدرتی نخواهد توانست علم و فنآوری را متوقف کند.برای بقا ما باید در تولید علم جدید باید جایی داشته باشیم وتا بتوانیم باقی بمانیم و گر نه کلاهمان پس معرکه استبنابراین لازم است که هویت ما هویتی نزدیک به مدرنیته و انقلاب صنعتی باشد و این هویت هویتی حقوق بشری و دمکراتیک خواهد بود
ولی هویت حکومتی ما مربوط به انقلاب کشاورزی است و اسلامی است که در جهت خلاف جریان تاریخ است

این که چرا اقتصاد دلالی عقب ماندگی واستبداد میاورد را از لینک زیر مطالعه بفرمایید

چرا اقتصاد دلالی و کمپرادور بر اساس واردات بر ضد دمکراسی و همراه با دیکتاتوری است

http://efsha.squarespace.com/blog/2011/3/1/610018224505.html

چرا انقلاب مشروطیت شکست خورد؟ مشروطیت شکست خورد زیرا ارزشهای ملی و دینی ما بر خلاف ارزشهای مدرنیته بودند مثل سکولاریسم و ارزشهای همسو با حقوق بشر که گر چه بتدریج در اروپا تدوین شدند و جا افتادند ولی در ایران اثری از آنان نبود تازه بعد از غصب انقلاب مردم توسط ملایان و غرب ما تازه فهمیدم دمکراسی و سکولاریسم و حقوق بشر هم ارزشهای لازمی هستند وعلت دوم شکست مشروطیت این بود که ما نتوانستیم خودکفایی خودمان را همسو با استانداردهای جهان نوین یا انقلاب صنعتی - حفظ کنیم و لاجرم عقب مانده شدیم وبعلت نیازمان وابسته به غربیان شدیم و متاسفانه حکومتهای ما بعد از مشروطیت نه تنها ما را از عقب ماندگی رهایی ندادند بلکه خودشان باعث تشدید عقب ماندگی شدند.تا زمانی هم که مردم ما دارای باورهای ضد انقلاب صنعتی را که همان ضدیت با ارزشهای مدرنیته و ضدیت با ارزشهای حقوق بشری و ضدیت با دمکراسی و ضدیت با خودکفایی در تهیه نیازهایمان با استاندارداهای نوین است عقب مانده باقی خواهیم ماند

 پس علت شکست مشروطیت اول : باورهای ضد مدرنیته ای (ضد حقوق بشر و دمکراسی و سکولاریسم همسو با آن ) و دوم : اقتصاد وابسته و ضد تولیدی و دلالی ایران است که بعد از مشروطیت توسط رضا شاه و پسرش به استثمار

نوین تبدیل شده است و ملایان هم این راه با شدت ادامه میدهند.


Posted on Saturday, August 6, 2011 at 01:40AM by Registered Commenterافشا | CommentsPost a Comment

PrintView Printer Friendly Version

EmailEmail Article to Friend

Reader Comments

There are no comments for this journal entry. To create a new comment, use the form below.

PostPost a New Comment

Enter your information below to add a new comment.

My response is on my own website »
Author Email (optional):
Author URL (optional):
Post:
 
Some HTML allowed: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <code> <em> <i> <strike> <strong>