ما پیروزیم چون بر حقیم
این وبلاگ سعی دارد مسایل کشور عزیزمان ایران را مورد بررسی قرار دهد و سرافرازی و رفاه ایران آرزوی من است. رسیدن به این آرزو بدون همراهی و تعاون ایرانیان بر اساس دموکراسی و حقوق بشر و خود کفایی علمی و اقتصادی ممکن نیست.برای آشنایی با عقاید بنده در این موارد میتوانید بنوشته های زیر کلیک بفرمایید توجه خواهید داشت که هر سرفصلی متشکل از پستهای زیادی است که میتوانید در پی خواندن نخستین پست بقیه را از همان صفحه اولی که خوانده اید پیګیری بفرمایید
دموکراسی چیست؟
عقب ماندگی ایران
منشا و هویت ژنتیکی ایرانیان1
تحریف در قرآن
چرا حافظ محبوب است؟
معنا و تفسير غزليات حافظ
علت تحولات اجتماعی
مجازات ملایان پس از برکناری از قدرت
آیا راهی و ارزشی برای اتحاد اېوزیسیون ایرانی موجوداست؟
چرا اتحاد حاصل نمیشود؟
نقد یک مقاله از استاد نوری علا در باره ضرورت اصلی سکولاریسم
نگاهی بنظرات سکسی ملایان جمهوری اسلامی
شعر ترکی حیدرباباوترجمه فارسی آن
سرمایه داران جهان خوار
چه کسی شایسته رهبری ملی را برای برپایی حکومتی دموکراتیک و همسو با حقوق بشر است
این وبلاگ از همکاری تمام خوانندگان استقبال میکند .نظرات همه مورد احترام است و سانسوری بجز کاربرد کلمات رکیک که در عرف ایرانی فحش و ناسزا و لودگی تصور میشود ندارد
مسایل موجود در جامعه ایران بر اساس عقل منطقی و آزاد و رها که نوکر دین و یا ایدئولوژی بخصوصی نیست بررسی میشود. بعقیده نگارنده عقلی که هدفش کشف حقیقت و رفاه و منافع جامعه انسانی امروز و آینده است بدمکراسی و عدالتی منتهی میشود که حداقل عدالتش حقوق بشر خواهد بود.
من با تمام کسانی که این عقل را برای سنجش رویدادها و ایجاد جامعه ای که روابط افرادش با هم بر اساس آن عقل و عدالت باشد همراه هستم و همه را هم به این عقل و عدالت دعوت میکنم
لطفا نظر خودتان را در مورد نوشته ها و اخبار بنویسید.بدون تبادل افکار و آرا نمیتوان بخرد جمعی و دانش بیشتر رسید
شیرین عبادی از مردم خواست در راهپیمایی ٢٢ بهمن شرکت کنند
شیرین عبادی از مردم خواست در راهپیمایی ٢٢ بهمن شرکت کنند
به گزارش رادیو فرانسه، شیرین عبادی، برندۀ جایزۀ صلح نوبل از ایرانیان دعوت کرده با شرکت در راهپیمایی بیست و دوم بهمن، اعتراض خود را به حکومت نشان دهند.
شیرین عبادی در مصاحبه ای با روزنامۀ ساندی تلگراف گفته: مردم باید با شرکت در این راهپیمایی حقوق خود را بخواهند، اما این مطالبۀ حقوق نباید خشونت آمیز باشد.
شیرین عبادی که پیش از انتخابات ایران را ترک کرده است، در حال حاضر در خارج از کشور زندگی می کند اما خواهر وی چندی پیش به مدت چند روز از سوی وزارت اطلاعات ایران بازداشت شده بود
نسخه اي براي بي اثر كردن باشگاه تبهكاران و ديكتاتور نيمه جان
نسخه اي براي بي اثر كردن باشگاه تبهكاران و ديكتاتور نيمه جان
اين مطلب براي اولين بار در نيكو نوشت
nikooonevesht.blogspot.com با عنوان نسخ ي بي اثر باشگاه تبهكاران و ديكتاتور نيمه جان درج گرديده بود.
اين نوشته با مشورت متخصصين تهيه و گردآوري شده و براي اولين بار در اين وبلاگ منتشر ميشود. در اين روزهاي نفس گير و سرنوشت ساز، رسانه من و شما هستيم. در انتشار و پخش اين اطلاعات به هر شيوه اي كه ميتوانيد اقدام كنيد.
ديكتاتور نيمه جان در شبهاي باقي مانده تا بيست و دو بهمن سبز، خواب به چشمانش نمي آيد! او در برخورد با موج سبزي كه اين روزها تمامي شهرهاي ايران را فراگرفته، بيش از پيش، و بطرز ناباورانه اي مستاصل و ناتوان گرديده است.
ديكتاتور درمانده همه راه ها را آزموده است... سركوب تظاهرات مسالمت آميز مردم، قتل با شليك تير مستقيم، ترور ناجوانمردانه مبارزان، دستگيري بي گناهان، شكنجه و تجاوز، تهديد و تطميع، تلاش براي تفرقه افكني، اعمال سانسور در رسانه ها، اتهام زني به سران جنبش سبز و ... اما هيچ كدام از اين ها، نه تنها روزنه اميدي براي او نگشوده اند، كه گره اين كلاف سردرگمي كه به آن دچار شده را، كور تر كرده اند. او خود را از مشورت دوستان شفيق و مشاوران كارآزموده ي اين سرزمين محروم نمود و متكبرانه هر كدام را به شيوه اي از خود رمانيد و يا منزوي نمود و اينك به جاي نخبگان سياسي، امنيتي و نظامي، مشتي ابله كه كسوت نظامي گري و روحانيت را آلوده اند براي او تعيين تكليف مي نمايند.
آخرين نسخه اين «باشگاه تبهكاران» براي مقابله با بيست و دوم بهمن سبز، چيزي نيست جز دوباره آزمودن حربه ي پوسيده ي «النصر بالرعب»... پيروزي باايجاد ترس...! و اينجاست كه سرداران جنگ نديده و «آب پرتقال تگري خورهاي قرارگاه نشين» و «امنيتي چي» هايي كه جز دريدن حلقوم روشنفكران بي دفاع هنري نداشته اند ، اين بار از حضور پرشكوه مردمي در بيست و دوم بهمن و جمع كردن بساط فتنه گران دم مي زنند، غافل از آنكه مرز روشن سبزانديشان با اينان ، همانا روشن انديشي و آگاهي اي است كه به خوبي از پس نعره هاي مستانه آنان پي به تشويش دروني اشان ميتوان برد.
نگاهي اجمالي به شرايط مكاني و زماني برگزاري تظاهرات بيست و دو بهمن، عمق فريبكاري و در عين حال "حماقت" اين طراحان استراتژي هاي شكست خورده را آشكار مي كند.
نخست از لحاظ زماني دانستن اين نكته لازم است كه بر اساس رويه اي سي ساله، تمام نيروهاي نظامي، انتظامي و اطلاعاتي در ايام دهه فجر در شرايط آماده باش به سر مي برند تا بتوانند در صورت لزوم از پس تهديدهاي احتمالي برآيند، و اين رويه اي است كه تخطي پذير نيست. در نتيجه به دليل ضرورت حضور نيروها در پست خدمتي شان، انتقال نيروهاي نظامي و انتظامي به تهران براي مقابله با تظاهرات سبزها، اين آماده باش را با مشكلات جدي مواجه مي كند، خصوصا كه اخيرا تحركات منطقه اي آمريكا و هم پيمانانش بيش از پيش بر اهميت آماده باش دهه فجر افزوده است. از اين رو اينان فقط بايد روي نيروهاي بسيجي شهرستاني حساب كنند كه آنها نيز به دليل بي تجربگي براي مقابله با امواج انساني در بيست و دو بهمن، كارآيي نخواهند داشت .
و اما در ادامه آنچه خواهيد خواند شرحي عيني از ويژگي مكان برگزاري تظاهرات بيست و دو بهمن (حد فاصل ميدان امام حسين تا ميدان آزادي) است تا به خوبي مشخص شود اين سرداران بي فتح چگونه با اقتدا به عمروعاص ، جز بر طبل پرسروصداي فريبكاري نمي كوبند و آنان را ياراي مقابله با موج آزاديخواهان سبز در بيست و دوم بهمن نخواهد بود.
بر اساس محاسبات دقيق نرم افزار Google Earth :
- فاصله ميدان امام حسين تا ميدان آزادي برابر است با ده كيلومتر
- عرض خيابان آزادي منهاي عوارضي مانند جداول ، ميله ها و فضاي سبز برابر است با 35 متر. در نتيجه مساحت مستطيل حاصله عبارت است از 350 هزار متر مربع.
- با اختصاص يك متر مربع براي هر دو تظاهر كننده ، حدود هفتصد هزار نفر لازم است تا فضاي خيابان آزادي مملو از جمعيت به نظر برسد.
- ميدان آزادي و فضاي سبز اطراف آن نيز بااحتساب شعاع 255 متر به بيش از صدهزار نفر براي پر شدن نياز دارد.
اكنون با توجه به اينكه اخباري مبني بر تلاش سپاه براي مسدود كردن تقاطع ها و دست كم كنترل آنها منتشر شده است، آگاهي از تعداد و وضعيت اين تقاطع ها نيز مهم است . با احتساب اينكه نيروهاي مزدور بايد همزمان شمال و جنوب تقاطع ها را مسدود نمايند در يك محاسبه حدودي از ميدان امام حسين تا ميدان آزادي حدود 153 تقاطع اصلي و فرعي وجود دارد.از اين ميان حدود56 تقاطع مانند ولي عصر ، كارگر ، اسكندري ، نواب ، بهبودي و ... (با احتساب شمال و جنوب آنها ) ، به نيرو وتجهيزات بسيار زيادي براي مسدود كردن وحتي كنترل جمعيت نياز دارند.

به راستي مزدوران با چه تواني و چه تعداد نيرو قادر خواهند بود اين تقاطع ها را مسدود و حتي كنترل نمايند؟ در هم شكسته شدن سد اين نيروها در كمتر از ده تقاطع موجب قطع ارتباط فيزيكي نيروهاي كودتاگر و تجمع تصاعدي تظاهركنندگان در آن نقاط خواهد گرديد كه فشار از دو طرف به ديگر نيروها در تقاطع هاي ديگر را موجب مي شود كه به دليل قيچي شدن مزدوران ارتباط آنها با ديگر نيروها قطع مي شود و ممكن است منجر به رخدادهاي غيرقابل پيش بيني گردد.
گفتني است از تعداد كل اين تقاطع ها حدود هفتاد تقاطع اصلي و فرعي (با احتساب شمال و جنوب آنها) در حد فاصل نواب تا ميدان آزادي وجود دارند كه به دليل نزديكي به ميدان آزادي حفظ آنها براي كودتاگران بسيار مهم و حياتي است.

اين در حالي است كه اظهاراتي غير رسمي و در چارچوب جنگ رواني، در خصوص اعزام دويست هزار بسيجي از شهرستانها منتشر شده است. با محاسبه اي تخميني، با احتساب پنجاه نفر براي هر اتوبوس، بيش از چهار هزار دستگاه اتوبوس بايد به صورت «همزمان» و دست كم «بيست و چهارساعت» مانده به بيست و دوم بهمن بايد وارد تهران شوند !
نخستين مشكل در اين جا انتخاب «نقطه رهايي» اين نيروهاي اتوبوس سوار است! اين تعداد اتوبوس قاعدتا بايد در ترمينال غرب (آزادي) ، ترمينال شرق ، ديگر ترمينال هاي كوچكتر موجود در خيابان آزادي و يا مراكز نظامي و انتظامي نزديك به خيابان اصلي مستقر شوند تا بتوانند با طي كمترين مسير به صورت پياده خود را به خيابان آزادي برسانند. واقعا ظرفيت اين ترمينال ها و اين مراكز جوابگوي اين تعداد اتوبوس خواهد بود؟! بد نيست بدانيد بر اساس محاسبات، ترمينال غرب و ايستگاه اتوبوسراني اطراف آن در صورتي كه اتوبوسها با كمترين فاصله در كنار يكديگر چيده شوند و امكان هيج حركتي نداشته باشند، حدود هزار و صد اتوبوس ظرفيت دارد!

چگونه مي توان به طور همزمان اين تعداد نيرو را در نقطه «رهايي» به سمت خيابان آزادي اعزام كرد و در پايان تظاهرات نيز در نقطه «الحاق» آنها را جمع نمود؟ آيا مي توان از شب قبل، برادران سانديس خور را در اتوبوسهاي پارك شده در اين ترمينال ها اسكان داد؟ يا اينكه اتوبوسهاي پارك شده در فاصله اي بسيار دورتر از خيابان آزادي پارك مي شوند و برادران مزدور بايد در قالب دسته هاي تظاهر كننده بقيه راه را تا خيابان آزادي پياده گز نمايند!
همچنين ممكن است برخي از اتوبوسها در مسير راهپيمايي پارك شوند كه نه تنها دست و پاگير خواهند بود بلكه خطر آتش گرفتن آنها نيز وجود دارد!
برخي ديگر از مشكلات اين "اتوبوس كشي خيالي" عبارتند از : تغذيه نيروها ، شرايط رفاهي مثل دستشويي ، مشكلات مجروحيت احتمالي و نحوه رسيدگي، توجيه نيروها پيش از تظاهرات، نحوه ارتباط دهي ميان فرماندهي و بدنه، اطمينان از بازگشت همه نيروها و گم نشدن آنها در ميان جمعيت، امنيت ترمينالهاي اتوبوسراني و ...

اين تنها گوشه اي بود از توهمات ذهن بيمار سرداران قرارگاه نشين، و بي ترديد بررسي دقيق جوانب راهپيمايي بيست و دو بهمن سبز، فريبكاري و جنگ رواني آنها را آشكارتر خواهد كرد. سرداران نابسيجي و امنيت چي هاي متوهم، بدانند چنانچه در روز 22 بهمن مزاحمتي براي درياي آرام و مسالمت جوي سبزانديشان ايجاد نمايند ، معلوم نيست از پس امواج توفنده اين درياي خروشان چه عاقبت شومي در انتظار آنان خواهد بود. آنها بهتر است تجربه شكست خورده ماههاي گذشته را تكرار نكنند و به جاي رجزخواني هاي بي اساس، اندك نيروهاي باقي مانده را در پادگان ها نگه دارند تا بيش از اين حرمتها شكسته نشود
عليرضا بهشتی و محمد رضا تاجيک مشاوران موسوی و خاتمی آزاد شدند.
عليرضا بهشتی و محمد رضا تاجيک مشاوران موسوی و خاتمی آزاد شدند.
جرس
سيد عليرضا بهشتی مشاور ارشد ميرحسين موسوی دقايقی پيش آزاد شد.
به گزارش جرس، محمد رضا تاجيک ديگر مشاور موسوی نيز دقايقی قبل آزاد شده است. بر اساس برخی خبرها قرار است که تا دقايقی ديگر تاجيک در يک برنامه تلويزيونی در شبکه دوم حاضر شود.
عليرضا بهشتی برای دومين بار پس از انتخابات رياست جمهوری بعد از ظهر روز هفتم ديماه در دانشگاه تربيت مدرس بازداشت شده بود و يک بار نيز در زندان دچار حمله قلبی شده بود.
محمد رضا تاجيک مشاور محمد خاتمی و ميرحسين موسوی نيز روز 13 ديماه بازداشت شده بود.
من حالم از آخوندبازی به هم میخورد، شما را نمیدانم
من حالم از آخوندبازی به هم میخورد، شما را نمیدانم
ديروز [يکشنبه هفتم فوريه]، مراسم یادبود احمد بورقانی در دانشگاه تورنتو بود. یکی از مهمانان مراسم، محسن کدیور بود که از طریق ارتباط ویدیویی، چند دقیقهای حرف زد. باید دوستان لطف کنند و پادکست مراسم را منتشر کنند تا بتوان به جزئیات پرداخت. اما من کلیت ماجرا را از نگاه خودم میگویم. این را هم اضافه کنم که برای کدیور، احترام زیادی قائلم. کدیور به خاطر دفاع از عقایدش زجر زیادی کشیده است. کدیور مسائل جالبی را مطرح کرد، از جمله اینکه تنها گروهی که میتوانند در مقابل نظام اسلامی قد علم کنند، کسانی هستند که با مسائل دینی آشنایی کامل دارند. اما نگفت که همین گروه روشنفکر دینی وقتی بازی را باید بر اساس قاعده تحمیل شده نظام پیش ببرد، چقدر بخت پیروزی دارد؟ کدیور خطیب خوبی است، اما اطمینان زیادی به او نخواهید داشت. یکی از حاضران در جمع، این مساله را طرح کرد که سخنان کدیور، آدم را یاد سخنان 'خمینی' در پاریس می اندازد، اما بعدش میدانیم چه شد. کدیور هم البته در پاسخ همین توجیه را کرد که بعدش آدم باید بهتر عمل کند، اما جوابش به دل من یکی و تعدادی از حاضران ننشست. کدیور در جایی، برای نشان دادن قدرت و اعتبار جنبش سبز، هاشمی رفسنجانی را جزو رهبران جنبش خواند. یکی از حاضران هم با بدجنسی این مساله را علم کرد و از کدیور پرسید از کی تاحالا آقای هاشمی از رهبران جنبش شده؟ کدیور باز مجبور شد حرفش را درست کند و توضیح دهد که نماز جمعه بعد از انتخابات هاشمی بسیار اثرگذار بوده، و ای کاش هاشمی به این طرف میپیوست. کدیور در سخنانش، عملا سکولارها را فاقد اعتبار دینداران طرفدار اصلاحات دانست، و به مجموعهای که خودش عضو آنست را دارای توانایی جذب منتقدین بیشتر از بقیه و تاثیرگذارتر دانست. وقتی از کدیور در باره اعدامهای سال شصت و هفت سوال شد، مبنا را نگاه آیت الله منتظری به عنوان استادش دانست. من منتظر جواب معین خود او بودم. اینکه چند سال بعد از نظر آیتالله منتظری، به این شکل محدود و گنگ پاسخ بگوید، قطعا برای من ناکافی بود. من با تعدادی از بر و بچههای فعلی و جدا شدهء «جرس» در ارتباطم. درباره کدیور میگویند که یک «ولی فقیه» است برای خودش. سانسورش، اساس ایدئولوژیک دارد، نه بر پایهء استاندارد رسانهای (نقل به مضمون). نگاهش به دموکراسی از فیلتر روشنفکری دینی مدل خودش میگذرد. موقع حرف زدن، هنوز آخوندی است. متکلم وحده. البته دارد یواش یواش میبیند که دنیا اندکی متفاوت است و باید اندکی هم بشنود. اگر دیروز، به این خاطر که مراسم بزرگداشت بورقانی عزیز نبود، چند تا سوال آبدار و جانانه از کدیور پرسیده میشد که به سادگی در موضع دفاعی بیافتد، میشد بهتر ارزیابی کرد که تفاوت کدیور در موقعیتی که وارد دیالوگ شده با زمانی که فقط حرف میزند چیست؟ برداشت من از کل ماجرا این است که فردی چون کدیور، تنها در ساختاری بر مبنای تعاریف 'رفرمیستهای دینی' میتواند به قدرت برسد یا تعیین کننده باشد. پس برای عرضه آنچه دارد، فضا باید در موقعیت خاصی باشد. او در فضای مشخصی میتواند تنفس کند. این فضا، به نظر من، بوی 'آخوندیسم' میدهد. این فضا، بوی بدی میدهد. من از خدای تعریف شده آخوندها اندکی میترسم. دلم میخواست کدیور عمامه را کنار میگذاشت، با دیدی روشنتر، لا اقل از دید من، به دنیا مینگریست و منت سر من و امثال من نمیگذاشت که «فقط ما هستیم که میتوانیم از پس نظام» بر آییم، و خیال کند که چون چنین است، بقیه باید خود را براساس طول موج او و یارانش تنظیم کنند.



مطلب را به بالاترين بفرستيد