« هادی خرسندی - لبخند امید | Main | گفتگوهای پنهان بین آمریکا و جمهوری اسلامی - حسن داعی »

راه مصدق راه ما باید باشد

 

 

 
از افشا
من عقیده دارم نجات ایران در برپایی حکومتی دمکراتیک  بر اساس ارزشهای حقوق بشری و رفتن بسوی خود کفایی علمی و اقتصادی است.من معتقدم اگر مصدق میتوانست در برابر نیروهای ضد ایرانی دوام بیاورد ما امروز به این حکومت  دلخواه رسیده بودیم و فاجعه بر آمدن ملایان را هم نداشتیم و در نتیجه  بجای عقب ماندگی در این پنجاه و چند سال اخیر پیشرفت و رفاه و احترام متقابل اقوام ایرانی را داشتیم.نیروهای ضد مصدق و ضد مردم ایران را اگر دو دسته کنیم نیروهای حامی استبداد شاه در داخل و خارج از ایران است.در جبهه داخلی دربار و اطرافیانش که دلال تولیدات غربی و سازنده اقتصاد کمپرادوری بودند که با دمیدن به رشد واردات و فروختن بیشتر نفت به قیمتی که اربابان خارجی انان میخواستند سعی در تحکیم استبداد خود و نشان دادن نوکری خود داشتند.متاسفانه علیرغم مبارزه مردم ایران برای استقلال و خود کفایی این خط اقتصاد دلالی و کمپرادوری با لباس آخوندی و اسلامی بجای لباس کورش و اریا پرستی و شاهی باز هم در خدمت اربابان خارجی ملایان و استبداد قرار دارد و این وسط  ملاان فقط نیروهای انقلابی ما را با طرح قبلی و شاید از روی نوکری هدر داده اند و نه تنها این کار را با ملت ایران بلکه با ملت عراق و افغانستان با کمک ملایان کرده اند.
_________________________________________
بیست و نهم اسفند روز ملی شدن نفت و یاد آور کوششهای مصدق فرزند ایران وآذربایجان است مصدق سعی کرد منافع ملی حفظ کند البته با توسل به آزادی گرایی (رفتن بسمت دمکراسی ) و اقتصاد موازنه مثبت یعنی صادرات بیشتر از واردات حتی در زمانی که دول قدرتمند خارجی به او اجازه ندادند نفت استخراج شده اش را بفروشد هم صادرات بیش از واردات داشته است من فکر میکنم اگر مصدق دوام میآورد ما حکومتی دمکراتیک بر پا میکردیم و بسوی خودکفایی علمی و اقتصادی میرفتیم.موردی که از هر روزی شروع شود مناسب حال ایران و نیاز ایرانی است //چرا اقتصاد دلالی و کمپرادور بر اساس واردات بر ضد دمکراسی و همراه با دیکتاتوری است
http://efsha.squarespace.com/blog/2011/3/1/610018224505.html
حکومتهای ایران در نود سال اخیر نوکر و عامل اجنبی بوده اند.بجز زمان کوتاه دکتر مصدق که گفت من دشمن منافع خارجی و چپاول ایرانم و این تنها گناه من است.
همه این ملایان و تفاله هایشان باید بروند
این دول نوکر اجنبی و بیگانه سعی در انشقاق مردم ایران در نود سال اخیر داشته اند و سو استفاده از ارزشهای ملی مثل زبان فارسی و اسلام شیعه برای استحکام دیکتاتوری خود و کوبیدن حقوق حقه مخالفین خود کرده اند

خلاصه مصدق سعی کرد منافع ملی حفظ شود و ما استقلال واقعی داشته باشیم.ملی شدن اسمی نفت هم اسم رمز این تمایلات مصدقی و ایرانی است .هدف مصدق مهم تر از خود مصدق است..از بت گرایی دوری کرده و هدف عقلانی و انسانی مصدق را باید پی گرفت که بقا و رفاه ایرانی در آن است.حتی رفاه مردم دنیا در آن است زیرا یک ایران قوی و پیرو ازادیگی و عدالت (بخوانید دمکراسی و حقوق بشر ) کمک حال همه انسانهاست .
نفت که یک نعمت و مزیت ایرانی است با کمک مستبدین و ضد ایرانیان شاهی پهلوی و ملایان به عاملی برای جذب بیگانه به حمایت از این مستبدین تبدیل کرده اند .برای حفظ نفت و هر چیز خوب ایرانی باید مستبدین را از بین برد

بشکه نفتي داخل انبار بود
سالن انبار تنگ و تار بود
عصر جمعه حول و حوش شيش و هفت
برق سالن اتصالي کرد و رفت
عده اي هم جمع بودند از قضا
...صف کشيده تا کنار پله ها
يک به يک مي آمدند و با ادب
لمس مي کردند و مي رفتند عقب
لمس مي کردند مردان و زنان
هرکسي چيزي گمان مي برد از آن
اين يکي استادکار ذوالفنون
گفت چيزي نيست اين غير از ستون
آن يکي مرد سياسي با دو دست
لمس کرد و گفت حتمآ قدرت است
کودکي هم روي آن دستي کشيد
گفت اسنک بود با طعم شويد !
کهنه رندي هم رسيد و دست زد
گفت ايران هزار و چارصد
عاشقي هم گفت اين دعوا خطاست
بي خيال بشکه معشوقم کجاست
عاقلي هم ميگذشت از آن کنار
گفت مارک و ليره و پوند و دلار
دختري هم ناگهان جيغي کشيد
گفت مردي بود با اسب سپيد
عده اي ناگاه از راه آمدند
شمعي آوردند تا روشن کنند
شمع را با فندکي افروختند
بشکه در دم منفجر شد سوختند
بشنو اما حاصل اين گفتگو
ما درون بشکه نفتيم اي عمو
مي رسد هر کشوري از هرکجا
پاي خود را مي کند در کفش ما
حرف آخر يک کلام است و همين
کاشکي بي نفت بود اين سرزمين

حسن صنوبری

شعر از (افشا)

اي برادر درد ما از نفت نيست
درد ما از نوکران اجنبيست
درد ما از شاه و ملايان پست
حاکمي دزد و به دزدي چيره دست
شاه و ملايي که ضد مردمند
ظالمند و در جهالتها گمند
نوکران اجنبي بر ضد خلق
دولت شاهي ولايي کرده خلق
حاکمان اين چنين بس فتنه اند
از براي ملت خود دشنه اند
اجنبي چاپيد و دنيا را بخورد
يک جايي نفت جاي ديگر قهوه برد
اجنبي خواهد که دنيا را خورد
کي زند بر دزدي خود دست رد
نفت شد غارت در ايران ما
کشورم شد خانه ويران ما
اجنبي از سکس تايلند ميخورد
هر کجايي يک نوايي مي برد
ديدي آخوندان گرفتند خوي او
صادرات دختران خوبرو
نفت يک مزيت ايراني است
حاکم احمق فقط ويراني است
اين سخن گويم نزد مردمان
عاقلانه بنگريم بر کارمان
شعر افشا گفته هايي از دل است
اهل دردم شعر من پر حاصل است
___________________
 
مصدق نه تنها از نفت عایدی نداشت بلکه برای حفظ تاسیسات نفتی و حقوق کارکنان شرکت نفت پرداختهایی از اقتصاد غیر نفتی خود هم کرده است .در زیر در مورد ترازنامه اقتصادی دکتر مصدق نوشته هایی را میخوانیم
 
دکتر مصدق با پیاده کردن اقتصاد بدون نفت و با تسلط کامل بر مسائل اقتصادی بر خلاف اینگونه سیاه نمائی ها مشکلات اقتصادی خاصی در کشور ایجاد نشده بود که برای تحقیق در مورد این مساله میتوان به «اقتصاد بدون نفت ابتکار بزرگ دکتر مصدق» تالیف دکتر انورخامه ای و هم در آخرین گزارشات دستگاههای اطلاعاتی آمریکا قبل از کودتا که شامل سند سري از بایگانی شورای امنیت ملی آمریکا (سند شماره چهار 10 اوت 1953) که شامل گزارش ٥ روز قبل از كودتا ارائه شده و حاوي نكات مهمي درباره خطر كمونيسم و مسائل اقتصادي ايران است كه در ٢٢ ژوئن ٢٠٠٤منتشر شده است رجوع کرد (قسمتی از این سند در نشریه انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٦۰١ چاپ گردیده است) در این سند امده است:
"در طول ٦ ماه اخير وضعيت اقتصادي ايران همچنان بدتر شده است. با وجود اين ،حكومت ايران همچنان قادر به تامين هزينه هاي جاري است.موازنه بازرگاني خارجي ايران تقريبا متعادل است. فشارهاي تورمي افزايش يافته‌اند اما بدون اينكه بر زندگي بخش مهمي از مردم تاثير بگذارند" و در ادامه هم در توضيح احتمال اقدام دولت در گرفتن وام یا چاپ اسكناس اورده شده : "سياست تورمي حكومت به سود بازرگاني داخلي است . موجب پيشگيري از بيكاري و افزايش دستمزدها و سودها مي‌شود .علائمي گوياي آنند كه ميزان پول در جريان افزايش يافته است . اما اعتماد به پول همچنان زياد است و افزايش تورم تا حد نگراني آور، در چشم انداز نيست . در پرتو ارزيابي كه به عمل آمد مي‌توان ديد كه وضعيت اقتصادي و مالي ايران چنان نيست كه بقاي حكومت مصدق را به خطر اندازد . بظاهر او احساس مي‌كند مي‌تواند حداقل نيازهاي مردم را از منابعي غير از نفت تامين كند
ایران در زمان مصدق در زمینه گندم، برنج و حبوبات، جو و کلن مایحتاج عمومی در مرز خودکفایی رسیده بود، ببینید امار این اقلام رو بعد کودتای 28 مرداد به کجا رفت و این کالاها چرا وارداتی شدند
ساده ترین قلم جنس رو بعنوان نمونه عرض میکنم که در زمان مصدق به میزان 470 درصد افزایش صادرات داشته یعنی دانه های روغنی یا میوه 114 درصد یا فرش 110 درصد و و و، این دروغ محض هست که اقتصاد در زمان مصدق متکی به نفت شد یا دچار ورشکستگی اقتصادی شد
در زیر گزارشهای واردات و صادرات دوران مصدق را بررسی میکنیم
 
سال
1328
ارزش واردات
9320
ارزش صادرات غیرنفتی
......1785
--------------
سال
1329
ارزش واردات
7108
ارزش صادرات غیرنفتی
3562
--------------
سال
1330
ارزش واردات
7404
ارزش صادرات غیرنفتی
4390
-------------
سال
1331
ارزش واردات
5206
ارزش صادرات غیرنفتی
5831
--------------
سال
1332
ارزش واردات
5756
ارزش صادرات غیرنفتی
8425
-------------

حالا میخواهید سال 35 رو هم بدانید؟

1335
ارزش واردات
26202
ارزش صادرات غیرنفتی
7930

وقتی درخواست وام از امریکا و مانع تراشی انگلیس بعد روی کار امدن چرچیل رخ داد مصدق حرف جالبی زد و گفت:« ما بايد بگوئيم اين مملكت نفتي ندارد …» و به توسعۀ اقتصاد بدون نفت ایران اقدام کرده و به خصوص در بحث صادرات کشاورزی به اقدامات مهمی دست زده بود و به شدت هم برای افزایش اعتبار کشاورزی اقدام کرده بود.

امار ریز به ریز اقدامات اقتصادی مصدق هم هست که مستند هم می باشد
Posted on Friday, March 18, 2011 at 06:40PM by Registered Commenterافشا | CommentsPost a Comment

PrintView Printer Friendly Version

EmailEmail Article to Friend

Reader Comments

There are no comments for this journal entry. To create a new comment, use the form below.

PostPost a New Comment

Enter your information below to add a new comment.

My response is on my own website »
Author Email (optional):
Author URL (optional):
Post:
 
Some HTML allowed: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <code> <em> <i> <strike> <strong>