اتحاد بر اساس دموکراسی و حقوق بشر و خود کفایی علمی و اقتصادی برای ایران ضروری است
ازافشا
همه با هم حول محور دموکراسی و حقوق بشر ګرد خواهیم آمد و برای رسیدن بخودکفایی علمی و اقتصادی کشور کوشش خواهیم کرد. برای اقوام سربلند ایرانی فدرالیسم فرهنګی و زبانی ( نه فدرالیسم بر اساس سرزمین و نه بر اساس خاک و خون ) درخواست خواهیم کرد تا به اعتلای فرهنګ خودشان بپردازند و به زبان مادری خود تحصیل کنند و هم زمان از فارسی بعنوان زبان ملی و نه رسمی پاسداری خواهیم کرد و به اعتلای این زبان ایرانی خواهیم کوشید. از داشتن دین رسمی در قانون اساسی جدید خودداری خواهیم کرد تا همه مذاهب در کشور آزاد و مطابق با حقووق بشر باشد. از توسعه جهل اسلام سیاسی با اشاعه دانش حقیقی در باره بنیادګرایان ضد بشر و ایران پیشګیری خواهیم کرد.هر ګوشه ای از ایران متعلق به تمام ایرانیان است و ایرانیان در هر ګوشه ای از خاک ایران حق دارند بزبان مادری تحصیل کنند و به اعتلای فرهنګ خودشان بپردازند. بنظر من این بهترین نوع اتحاد است. زیرا اتحاد بر اساس خواسته های نیرو های مذهبی منجر به حکومتی اسلامی و ضد مردمی دیګری خواهد شد و اتحاد بر اساس نیرو های ملی و ناسیونالیسم هم سابقه اش با حکومت شاهان پهلوی موجود است و هر دوی این حکومتها به حکومتهای ضد بشری و ضد دموکراسی تبدیل شدند که ناشی از نوکری عوامل آن برای سرمایه داران جهانخوار و بر پایی یک حکومت دلال تولیدات غربی و هم سو با منافع سرمایه داران جهانخوار( بورژوازی کمپرادور) بوده است. ما باید با خود کفایی علمی و اقتصادی این وابستګی به تولیدات غربی و بر آمدن دلالان حاکم را در کشور سد کنیم. به امید اتحاد مردم ایران و اقلیتهای دینی و قومی بر اساس دموکراسی و حقوق بشر و خود کفایی علمی و اقتصادی لطفا به مقاله زیر در این مورد توجه فرمایید.
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
اين بساط برپا نمی ماند
*رژيم زمين زيرپای خود را لرزان تر از هميشه می بيند. هيچ رژيم مقتدر و مستقری که به موجوديت و مقبوليت خويش بين مردم اطمينان دارد, چنين ديوانه وار و همزمان در جبهه گسترده ای از کارخانه تا بيمارستان, از دانشگاه تا مدرسه, از خانقاه تا گورستان دست به سرکوب نمی زند....
روشنگری: خبرها و گزارش های روزهای اخير سراسر از اعدام و شلاق و شکنجه و دستگيری و بازداشت و تهديد در ايران حکايت دارد. هيچ روزی نيست که گزارش های متعددی از شکنجه و اعدام در زندان ها, بازداشت های وسيع, تهديد و ارعاب و يورش به خانواده ها و دستگيری انتشار نيابد. حمله به خانواده های دهها نفر از بازماندگان قتل عام زندانيان سياسی سال 67, صدور حکم شلاق برای دو فعال کارگری به خاطر شرکت در مراسم جشن اول ماه مه در سنندج و اجرای اين حکم وحشيانه, دستگيری حدود 40 تن از دروايش با يورش به مرکز اجتماع آنان در اصفهان, صدور چندين حکم جديد دستگيری و ممنوعيت از تحصيل برای فعالين دانشجويی از جمله در دانشگاه صنعتی بابل, تلاش برای تبديل فضای دانشگاه به گورستان از طريق سرکوب اعتراضات دانشجويی برعليه دفن کشته شده گان جنگ در صحن دانشگاه شريف, ربودن فعالين دانشجويی و انتقال آنها به سياه چال ها بدون اطلاع خانواده ها به قصد ايجاد رعب و وحشت, تشديد ارعاب در محيط های کار و شروع دور تازه ای از تصفيه و اخراج از جمله در مورد پرستاران به بهانه "عدم رعايت حجاب و عدم اعتقاد به مبانی جمهوری اسلامی" از سوی دستگاههای حراستی و امنيتی, دستگيری و فشار بر فعالين کارگری و از جمله خطر صدور احکام سنگين و ظالمانه برای پنح تن از فعالين بازداشت شده نيشکر هفت تپه, ادامه سرکوب وحشيانه فعالين ملی در آذربايجان و... تماما خبرهای حوزه سرکوب در چند روز اخير است.
اين سرکوب ها نشان می دهد که
اولا: رژيم برخلاف ظاهرش و تبليغاتی که ارائه می دهد, نه تنها نيرومند نيست که از وحشت به خود می پيچيد و زمين زيرپای خود را لرزان تر از هميشه می بيند. زيرا هيچ رژيم مقتدر و مستقری که به موجوديت و مقبوليت خويش اطمينان دارد, چنين ديوانه وار به سرکوب همه تشکل ها, فعاليت ها, اعتراضات و گردهم آيی ها و حتی جلوه های نسبتا خاموش زندگی آرام مدنی دست نمی زند و همزمان در جبهه گسترده ای از کارخانه تا بيمارستان, از دانشگاه تا مدرسه, از خانقاه تا گورستان دست به سرکوب نمی زند.
ثانيا: سرکوب های وحشيانه رژيم و وسعت دامنه آن, در عين حال مبين گستردگی دامنه نارضايتی مردم از وضع موجود و وجود ظرفيت اعتراضی خطرساز برای موجوديت رژيم در گستره ای وسيع است. چنين اگر نبود و جامعه اگر گورستانی خاموش و بی تحرک بود که در برابر زور و توحش حاکمان هيچ کنشی نداشت, آنگاه چنين سرکوب لجام گسيخته ای زمينه نمی يافت.
رابعا: سرکوب درمان درد رژيم نيست و نخواهد بود. همانطور که کتمان معضلات اجتماعی اين دردها را ريشه دارتر می کند و بر دامنه آن می افزايد, پناه بردن به سرکوب برای عقب نشاندن اعتراضاتی که بخش مهمی از آنها مستقيما با برخورداری از حداقل های يک زندگی قابل تحمل مربوط است, جز وسعت دادن به دايره اعتراض و افزايش تدريجی شمار معترضان و پيگيری برای يافتن راههای تازه تر بيان نارضايتی ثمری نخواهد داشت.
جمهوری اسلامی نمی تواند تورم 26 درصدی بر مردم تحميل کند, و در مقابل حداقل دستمزد مزدبگيران را هر سال زير خط فقر بگذارد و در برابر فرياد اعتراض کارگر گرسنه و معلم و فرهنگی و کارمندی که در فقر دست و پا می زند به آدم ربايی و ارعاب و شکنجه و تهديد و سرکوب دست بزند, جمهوری اسلامی اگر تمام دانشگاههای ايران را رديف به رديف جنازه دفن کند, نخواهد توانست دانشگاه را به جنازه سياسی تبديل کند و از روح اعتراض و طغيان خالی سازد و حس انقياد را در نسل جوان بوجود آورد. اين رژيم 5 ميليون سايت را هم که فيلتر کند, جلوی چشمش بسرعت با 10 ميليون سايت جديد روبرو خواهد شد. راه سرکوب, راه بی فرجام بازندگان است؛ راهی که جز لعن تاريخ و نفرت انباشته در ميان مردم و قهری مترصد خيزش حاصلی به جای نمی گذارد. وضعيت سرکوب ممتد بر دوام نمی ماند. اين آشيانه ظلم دير يا زود بر سر ظالمانش خراب خواهد شد.
2 اسفند 1387 01:16
نظر شما
نام: |
ای-میل: |
01:34 3 اسفند 1387 |
سی سال است که مجاهدین همین وعده را میدهند. اپوزیسوین چه پیشنهاد و چه اتحادی را به مردم سرخورده نشان داده است؟ |
نام: nr |
ای-میل: |
11:01 3 اسفند 1387 |
hoshdare sales in ast ke jomhooreye eslami dar hale ehtezar ast dorood be shoma nevisandeye in basat ba davam nist dorood be daneshjooyane mobarez mardom fekr konid chera daneshgah baz ham sangare mobareze ast mardom tahavol dar rah ast amade bashid |
نام: |
ای-میل: |
10:03 3 اسفند 1387 |
در هشدار فوق بدلیل نا معلومی ثالثا جا افتاده و از ثانیا یکراست به رابعا رفته. خالی از لطف نیست که هشدار ثالث را هم درج بفرمایید ممنون |
نام: |
ای-میل: |
02:06 3 اسفند 1387 |
این هشدار شما بسیار به موقع است. در عین حال این موقعیت داخلی رو به انفجار به ما خارج کشوری ها هشدار می دهد که هشیار باشیم، اختلاف ها را کنار گذاشته و برای تعیین یک جایگزین به هم نزدیک شویم. امید است سایت روشنگری نقش فعالی را در این باره |
Reader Comments