« وقتی که نمیتوان کار بد را پایان داد و ممنوع کرد باید کنترل شود | Main | چرا دمکراسی و حقوق بشر را باید در فرهنگ بشری گسترش داد؟ »

ضد عقل و عاقلان افزوده اند رنج بشر



آیا ذاتا عشق و عقل مخالف همند؟
یا این که این هم ساخته ایست از عقل سود آندیش برای فریب دیگران و پیشبرد مقاصد مادی خودمان؟ چگونه است که مولوی و حافظ به عقل حمله کرده اند وآن را پست شمرده اند وعشق را تا آسمان هقتم بالا برده اند؟
حافظ در عزل زیر عقل را میکوبد:

در ازل پرتو حسنت ز تجلي دم زد
عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد
جلوه اي كرد رخت ديد ملك عشق نداشت
عين آتش شدازين غيرت و بر آدم زد 
عقل ميخواست كزان شعله چراغ افروزد
برق غيرت بدرخشيد و جهان بر هم زد
مدعي خواست كه آيد به تماشاگه راز
دست غيب آمد و بر سينه نامحرم زد
الي آخر

شناخت حافظ دريچه اي براي شناخت کل ادبيات فارسي است. بنابراين بسيار مهم است که بدانيم حافظ چه ميگفته است و چه نکته مثبت و چه نکته منفي در شعر او وجود دارد.

با توجه به اين که همه چيز را همگان دانند از همه خواهش ميکنم شناخت و تفاسير خود را از اشعار حافظ ارائه فرمايند

غزل فوق در باره آفرينش انسان است.خلاصه آن چنين است:
خداوند در تنها يي خودش اراده كرد كه اين خيلي خوب است كه موجودي بتواند تمام زيبائيها و كمالات مرا دريابد و از جلوه هاي من آگاه باشد. اين اراده متضمن اين بود كه موجودي باشد كه عشق شناخت خداوند را داشته باشد. فرشته ها فاقد حس عشق بودند. بنابراين قرعه بنام انسان خورد و انسان خلق گرديد.عقل به پيشگاه خدا رفت و عرض كرد الهي من قادر به شناخت توام احتياجي به خلق آدم نبود خداوند به عقل نشان داد كه در اين مورد قاصر است.شيطان به عنوان مدعي به حضور خدا رسيد و مدعي جايگاه انسان شد و دست غيب آمد و بر سينه نامحرم زد

بنابراين از ديد حافظ آفرينش انسان و عشق توام بوده است و هر كس فاقد عشق باشد در واقع مرده است:
هر آن كسي كه درين حلقه زنده نيست به عشق
بر او نمرده به فتواي من نماز كنيد.

حافط در این غزل بر ضد عقل و قاصر بودن عقل نظر داده است که بسیار غلط است زیرا خود حافظ مگر بر اساس عقل و تعقل نظر نداده است؟بنابراین نمیتوان از عقل بر ضد عقل و آن هم بدون بیان منطقی استفاده کرد و فقط به افسانه پرداخت.این سفسطه ای است که صوفیان در برابر بی دانشی و بی منطقی و غیر علمی بودن ادیان آورده اند ولی خودشان بیشتر به بی عقلی و غیر منطقی بودن دامن زده اند.
این یک بار منفی در اشعار حافظ است که همه ما باید با چشم باز سعی نمائیم در این دام نیفتیم.
مولوی هم میگوید که عقل مثل پای چوبین است و نمیتوان به آن اعتماد کرد.این حرف مولوی را با پست زیر در وبلاگم نقد کرده ام:


آیا مولوی مقدس و بدون خطاست؟

 http://efsha.squarespace.com/blog/2015/1/23/892530883132.html

 

در شعر زیر این مسئله مورد توجه ام بوده است:

عشق را هم خدا تعظیم کرده هم بشر
بنده عشقم که دایم بوده ام دور از ضرر
عاشق خوبی شدن معنای راز زندگی است
ای بشر عاشق بشو تا که شوی صاحب نظر
کار (افشا) کار شادیست وبازیست و عشق
عاشقی بنیاد عقلانیت است خود سر بسر 
کار دل همسوی عقلست و نشان خالقست
هر که میگوید عاقل ناقص است دارد شرر
عاقلی هرگز نبود یک پای چوبینی و پست

ضد عقل و عاقلان افزوده اند رنج بشر

 

Posted on Friday, July 14, 2017 at 12:21AM by Registered Commenterافشا | CommentsPost a Comment

PrintView Printer Friendly Version

EmailEmail Article to Friend

Reader Comments

There are no comments for this journal entry. To create a new comment, use the form below.

PostPost a New Comment

Enter your information below to add a new comment.

My response is on my own website »
Author Email (optional):
Author URL (optional):
Post:
 
Some HTML allowed: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <code> <em> <i> <strike> <strong>