« بهار عربی به اسراييل هم می رسد؟ - حسين غمخوار | Main | برگردان: خسرو صادقی بروجنی - در گزارش فقر و بیکاری وجدانهای اسلامی و هندو در برابر وسوسه های قدرت و ثروت رنگ میبازد »

مسئله ایران چیست؟

 

 شاه در حال نماز و ادعای مذهبی بودن

___________________________________

احمدی نژاد در تخت جمشید و ادعای ایران باستان گرا بودن

_______________________________

 

 نجات ایران در بر پایی حکومتی دمکراتیک بر اساس ارزشهای حقوق بشری و رفتن بسوی خودکفایی علمی و اقتصادی است.در این راه نجات مردم لازم است باورهای خلاف حقوق بشری یا باورهای خلاف عقلانیت آزاد و رها و خود محور را که نوکر دین و ایدئولوزی نیست از خود دور کنند و خود را بزیور باور های حقوق بشری و دمکراتیک بیارایند

 

 

مسئله ایران دو بعد فرهنگی و اقتصادی دارد. مسایل فرهنگی در نهایت موجب استبداد و مسایل اقتصادی در نهایت موجب وابستگی کشور ببیگانگان میشود

مسایل اقتصادی ایران در رابطه با اقتصاد تک محصولی و دلالی برای واردات است و این اقتصادی است ضد تولیدی و خانمان برانداز که امنیت کشور را بخطر انداخته است و

خودش مسبب ادامه استبداد سیاسی است زیرا حاکمان ایرانی در نود سال اخیر سر دمدار این دلالان بوده اند

در لینک زیر رابطه اقتصاد دلالی و ضد تولیدی با استبداد سیاسی و فرهنگی نشان داده شده است

چرا اقتصاد دلالی و کمپرادور بر اساس واردات بر ضد دمکراسی و همراه با دیکتاتوری است

http://efsha.squarespace.com/blog/2011/3/1/610018224505.html

در مورد مشکلات فرهنگی ما و ارزشهای ملی دینی حرف بسیار است.ارزشهای حاکم بر دولت های ایرانی در نود سال اخیر نه تنها ما را از عقب ماندگی نجات نداده است بلکه ما را بیشتر عقب مانده تر کرده است.حاکمیت این دولتها که در واقع سردمداران تجار دلال و ضد تولیدی بوده اند فقط تضعیف ایران و وابستگی اقتصادی و به طبع آن وابستگی سیاسی به بیگانه بوده است و در نتیجه روند روی دادهای داخلی بیشتر از خارج از کشور صورت گرفته است.این نیروها که ایادی دربار و وابستگان به بیت ولی فقیه بوده اند فرهنگی را در دولت و وابستگان بدولت ایجاد کرده اند که استبداد را در واقع کش میدهد.مثلا با این که هیتلر در جنگ جهانی بازنده شد ولی افکار او در آریایی خواندن مردم ایران در نزد خودشان و پر و بال دادن به این نژاد موهوم آریایی و افکار نژاد پرستانه ضد اعراب و ترکان  در دوره پهلوی و ضد بیگانگان و دیگر مذاهب اسلامی مثل اهل سنت و وهابیون و کشتار بهاییان وغیره در دوره آخوندی خودش را نشان داده است که فقط بر پایه احساسات قرار دارد.اسم محله  نازی آباد تهران  از حزب  هیتلر برداشته شده است و هم چنان پا برجا مانده است.خیلی جالب است که این نیروهای وابسته به استبداد و مرتجع بیشترین اهمیت را برای تمامیت ارضی قایل میشوند ولی در واقع تمامیت ارضی ایران در نگاه آنان همان ادامه چپاول در مرزهای کشور ایران بدون مزاحمت دیگران است. چون اکثریت نیروهای مرتجع در حکومت یا در اپوزیسیون هستند ادامه باور های آنان ما را از رسیدن به دمکراسی و حقوق بشر محروم خواهد کرد.این مرتجعین با باور های سلطنت طلبان آریامهری و یا اسلام ایدئولوژیک شده به دوام استبداد در ایران جاودانگی بخشیده اند و اگر با رنسانس فرهنگی و نوزایی ارزشی و هویتی جامعه نتوانیم این باور ها را از مردم کشور دور کنیم بدمکراسی وآزادی و حقوق بشر نخواهیم رسید.ما لازم است هویت ملی خود را بسمت ارزشهای حقوق بشری و دمکراتیک ببریم.ما باید سعی کنیم که اتحاد اقوام مختلف ایرانی را بر اساس ارزشهای دمکراسی و حقوق بشر سامان بدهیم.در این راه لازم است که اپوزیسیون معتقد به حقوق بشر و دمکراسی ابتدا دور هم گرد آمده و حول ارزشهای حقوق بشری و دمکراتیک اتحاد کنند.

1............دموکراسی  چیست؟

http://efsha.squarespace.com/blog/2008/3/15/1.html

 

Posted on Sunday, June 5, 2011 at 09:47PM by Registered Commenterافشا | CommentsPost a Comment

PrintView Printer Friendly Version

EmailEmail Article to Friend

Reader Comments

There are no comments for this journal entry. To create a new comment, use the form below.

PostPost a New Comment

Enter your information below to add a new comment.

My response is on my own website »
Author Email (optional):
Author URL (optional):
Post:
 
Some HTML allowed: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <code> <em> <i> <strike> <strong>