دولتهای نوکر بیگانه که با کمک عوامل بیگانه بقدرت رسیده اند بعد از سالهای 1300 در ایران حکومت کرده اند اگر چه رضا شاه در 1304 بقدرت رسید ولی در واقعیت او قدرت را بعد از 1300 در اختیار داشته است بعلت
عجین شدن دولتهای مزدور خارجی با فرهنگ و مذهب غالب در ایران یعنی آریا پرستی و کورش پرستی در زمان پهلوی و اسلام ناب محمدی یا اسلام سیاسی انقلابی در زمان ملایان که عصای دست ایدئولوژیک خودفروختگان ضد ایرانی بوده است اکثریت نیروهای حاکم و اپوزیسیون قوی هر دو به این گروه تعلق دارند و بر آمدن هر کدام مسئله ای را از مسایل کشور ما حل نخواهد کرد .فرهنگ ایرانی مسموم و بر ضد حقوق بشر و اصول دمکراسی است این فرهنگ مسموم لاازم است با رنسانس فرهنگی و دینی از بین برود و بجای آن ارزشهای حقوق بشری و دمکراسی را در فرهنگ خودمان نهادینه بکنیم.
ما باید به اصول الفبای انقلاب صنعتی آشنا شویم.این اصول انقلاب صنعتی از سکولاریسم و دمکراسی و حقوق بشر و مدرنیته تشکیل میشود.مردم ما لازم است در نهادینه کردن این ارزشها در فرهنگ خود بکوشند وگر نه از ملل دیگر عقب خواهند ماند.اصلا بدون خود کفایی علمی و اقتصادی ما در استبداد غرق خواهیم بود و بباز تولید استبداد کمک خواهیم کرد
مطمئنا ترکیب اسلامی ایرانی بسیار خطرناکتر از ترکیب اسلامی تنها و یا ترکیب ایرانی آریایی بتنهایی است بهوش باشیم
آنچه که باید فرهنگ غربی نامیده شود همان انقلاب صنعتی است که دومین انقلاب مهم بعد از انقلاب کشاورزی و ایجاد تمدن یک جا نشینی برای بشریت بود. انقلاب کشاورزی با روییدن مذاهب تک خدایی همراه شد و این انقلاب چون در منطقه خاورمیانه پا گرفت میبینیم که مهد ادیان تک خدایی هم همین منطقه است.اگر انقلاب کشاورزی اثراتش تا به امروز باقی مانده باشد بتناسب انقلاب صنعتی هم تاثیرات زیادی تا زمانهای طولانی خواهد داشت.
باز تولید استبداد در ایران چگونه صورت میگیرد
http://efsha.squarespace.com/blog/2010/4/17/116421137335.html
ما نمیتوانیم سه فرهنگ ایرانی ؛ اسلامی و غربی (مدرنیته ؛ دمکراسی و حقوق بشر ) را با هم بتعادل برسانیم بلکه ما موظیفیم هم آهنگ با زمان و با پیشرفتی که در اثر مدرنیته حاصل شده است خود را تغییر دهیم و با روح زمانه همسو بشویم وگر نه نابود خواهیم شد.انقلاب صنعتی ادامه وضع موجود زمان خود بوده است و راهی بجز آن در مقابل بشریت نبوده است همان گونه که بجز اختراع کشاورزی راهی در مقابل بشر دوازده هزار سال قبل نبوده است علم بعقب بر نمیگردد.کسی نمیتواند جلوی پیشرفت علم و فناوری را در جهان بگیرد. اسلامی بودن محصول تاریخی بر آمده از انقلاب کشاورزی بوده است و تاکید بر ایرانی بودن ما در تاریخ معاصر اولین پایه تضعیف اسلامی بودن کشور در اثر فرهنگ مدرنیته است و با این تضعیف جامعه برای ورود به مدرنیته از طریق رهایی از اسلامی بودن آماده میشده است.یعنی تکیه بر ایرانی بودن گذری برای رسیدن بدمکراسی و حقوق بشر و مدرنیته خواهد بود و ایرانی بودن نقش خودش را دارد که همان تضعیف اسلامی بودن و جدا شدن از حوزه های نفوذ انقلاب کشاورزی و رسیدن به حوزه نفوذ انقلاب صنعتی است. تنها مسیر نجات ما رفتن بسوی مدرنیته و دمکراسی و حقوق بشر و است و مدرنیته حقیقی هم در اجتماع همان دمکراسی و حقوق بشر و خود کفایی علمی و اقتصادی معنا میدهد.تنها مسیر قابل ادامه رفتن بسوی مدرنیته است و در مقابل این مسیر موانع اسلامی وایرانی هر چه مانع بزرگتری باشد عقب مانده تر خواهیم بود.مثلا با اریا بازی نتوانستیم با مدرنیته همراه شویم و با اسلام بازی هم در مقابل مدرنیته قرار گرفتیم و در سی سال گذشته به اندازه دویست سال عقب مانده تر شدیم و شاید با توسری خوردن یاد بگیریم که بجز مدرنیته و حقوق بشر و دمکراسی راه دیگری نداریم
_________________
از فرهاد