پايه روستايی احمدی نژاد يک دروغ استIran's Rural Vote and Election Fraud
از افشا
بسیار مقاله خوبی بود با تشکر از روشنگری.
مردمان در ایران میتوانند خبر هایی مشابه را از روستاهای مختلف بطور مستند ارسال کنند . باغ ایمان شیراز روستای بزرگی است ولی اکثر روستاهای ایرانی از آن کوچکتر هستند و بهتر و راحت تر میتوان حتی توسط آماتورها تحقیق کرد.
این تحقیقات برای شناخت بهتر خودمان از کشور هم لازم است.
****************
پايه روستايی احمدی نژاد يک دروغ است
![]() |
|
بسیجی هایی که در روستاها به احمدی نژاد رای داده اند، درشهر به عنوان ,دانشجو, به مقابل سفارت انگلیس فرستاده شده اند. |
http://www.roshangari.net/
روشنگری.رياکاری رئيس جمهور منتصب ولايت فقيه برای جلب آرای مردم زحمتکش داستانی مربوط به گذشته است. حقيقت امروز اين است که رياکاری مزبور اکنون برای بخش بزرگی از مردم زحمتکش هم افشاء شده و آنها دريافته اند که بذل و بخشش های احمدی نژاد عمدتا شامل آنهايی ميشود که برای شليک گلوله به سينه کسانی تربيت ميشوند که به انتخاب خود رای ميدهند. اريک هوگلوند که خود سال ها در روستاهای ايران تحقيق کرده يک نمونه را ارائه ميدهد. چنانکه در مقاله می خوانيم نتيجه گيری های او ناشی از مشاهدات عينی است و در واقع ,خبر, است نه تفسير، در تحليل او مواضع هردو جناح رژيم را همانطور که خودشان ميگويند باور کرده و نقل ميکند.
رای روستاها در ايران و تقلب انتخاباتی
27 ژوئن 2009
هم اکنون شنيدم گزارشگر CNN در تهران می گفت پايه حمايتی احمدی نژاد در مناطق روستايی است. آيا اين احتمال وجود دارد که مناطق روستايی ايران که کمتر از 35 درصد جمعيت کشور را در خود جای ميدهند، تامين کننده 63 درصد رايی باشند که او مدعی است به دست آورده است؟ تحقيقات خود من در روستاهای ايران طی 30 سال که شامل دوره اخير هم ميشود، اين را رد ميکند. من در مورد شهرهای ايران تحقيق نکرده ام، همين در مورد آن گزارشگران خارجی صادق است که در شهرهای بزرگ اروپا و آمريکای شمالی زندگی می کنند. از اين رو تعجب می کنم چطور آنها ميتوانند ادعای پايه حمايتی وسيع روستايی برای احمدی نژاد را اينطور با جسارت تاييد کنند.
مثلا باغ ايمان را در نظر بگيريم، روستای کوچکی با 850 خانوار در دامنه زاگرس در حوالی شيراز در جنوب غربی ايران. بنا بر گفته دوستان نزديک و قديمی من که در آنجا زندگی می کنند اين روستا از خشم به جوش آمده است، زيرا حداقل دو سوم تمام افراد بالای 18 سال اعتقاد دارند که انتخابات اخيررا محمود احمدی نژاد از آنها دزديده است.
وقتی صبح روز شنبه 13 ژوئن خبر پخش شد که احمدی نژاد بيش از 60 درصد آرايی را که روز قبل به صندوق انداخته شده بود برده است، ساکنين روستا شوکه شدند. هفته قبل از رای گيری شاهد فشرده ترين کارزار انتخاباتی در تاريخ اين روستا بود و کاملا عيان بود که حمايت از ميرحسين موسوی فوق العاده بالاست. حتی وقتی حاميان احمدی نژاد تلاش کردند تظاهراتی برپا کنند آنها را هوکرده و مسخره می کردند و آنهامجبور بودند در مجامع خانوادگی سرزنش را تحمل کنند. يکی از اعضای منتخب شورای ده ميگفت ,هيچکس جرات نداشت به يک رياکار رای بدهد.,
احمدی نژاد در باغ ايمان و بيشتر روستاهای اطراف شيراز منفور بود، عمدتا به دليل اينکه به وعده های اصلاحی که در کارزار انتخاباتی 2005سال داده بود عمل نکرد. او تعدادی حامی داشت. بزرگان مورد اعتماد ده تعداد آنها را چنين مشخص کرده اند:, 10 تا 15 درصد مردان ده – عمدتا بسيجی ها و کسانی که برای ارگان های وابسته به دولت کار ميکنند، همراه با خانواده های شان,.
روستائيان سه شب قبل از رای گيری با ماشين به شيراز رفتند تا در کارزارهای حمايت از موسوی شرکت کنند. و خود روز انتخابات در باغ ايمان مثل يک روز جشن بود. بسياری از مردم در حاليکه در صف ها ايستاده بودند و با همسايگان صحبت ميکردند علنا و با شادمانی قصد خود را برای رای دادن به موسوی ابراز می کردند. و کارکنان انتخاباتی ارزيابی می کردند که حداقل 65 درصد مردم به موسوی رای داده اند. به گفته يکی از آنها ,احتمالا تعدادی هم به کروبی که او هم در طرف مردم قرار گرفته بود، رای دادند.,
بسيجی ها با مادر و همسر و خواهرشان برای رای دادن آمدند ولی ساکت بودند و آشکارا ازاينکه قصدشان معلوم بود پروا داشتند. به گفته عضو شورا ,زيرا معلوم بود که ميخواهند به احمدی نژاد رای بدهند., ولی به گفته او آنها نمی توانستند بيش از 20 تا 25 درصد آراء را تشکيل بدهند.
عصر روز شنبه شوک و ناباوری جای خود را به خشمی داد که به تدريج به عصيان آشکار اخلاقی ناشی از اين باور که انتخابات آنها به سرقت رفته است تبديل شد. دليلش مستقيما در خود روستا بود:به گفته عضو شورا, کارمندان وزارت کشور از شيراز آمدند و قبل از اينکه رای گيری در ساعت 9 بعد از ظهر تمام شود، صندوق های رای را مهر و موم کرده و با خود بردند. در تمام انتخابات های قبلی کميته مرکب از نمايندگان همه جناح های سياسی رای ها را شمرده و نتايج را مستقيما در روستا مورد تاييد قرار می دادند. تحول غير منتظره کارکنان حوزه رای گيری را کنار زد، مثل همه جای ديگرکشور.,
عصر شنبه گروه های کوچکی از معترضين به خيابان های دور و بر بازار شيراز، شهری با 1.5 ميليون جمعيت، ريختند و به نتايج اعلام شده به عنوان رای تقلبی اعتراض کردند. مردم حاضر نبودند باور کنند احمدی نژاد مجددا انتخاب شده است. تظاهرات بزرگ تری در روزهای يک شنبه، دوشنبه و سه شنبه صورت گرفت که از اواخر بعد از ظهر شروع شده و تا دم صبح ادامه داشت. روستائيان با غ ايمان و ساير روستاها، از جمله چند روستا در 60 کيلومتری شيراز ماشين ها را پر کرده وبه اين تظاهرات می آمدند.
اگرچه جمعيت شعارهايی از قبيل ,مرگ بر ديکتاتور, سر می دادند ولی بيشتر معترضين فرياد ميزدند ,الله اکبر,، شعار توده ای انقلاب 1979-1978. در واقع در شيراز هزارها نفر روز يک شنبه به سر بام ها ی خانه ها رفتند و چند ساعت فرياد الله اکبر سردادند.
بيشتر روستائيان طرفدار جمهوری اسلامی هستند، ولی آنها خواهان اصلاحاتی که هستند که آينده اقتصادی فرزندانشان را تامين کند. آنها در وعده های موسوی مبنی بر اجرای رفرم ها اميدی ديدند، هرچند خود او از نخبگان حاکم است.
ولی نخبگان حاکم در مورد اينکه ايران چگونه بايد اداره شود اختلاف دارند: يک دموکراسی شفاف که در آن نمايندگان انتخابی قوانينی به نفع مردم وضع کنند يا يک , دمکراسی مديريت شده که در آن چند برگزيده همه تصميمات را بگيرند زيرا به توده مردم اعتماد ندارند که بتوانند تصميمات درست بگيرند.
اين واقعيت ظريف در بطن سياست ايران موجود است ولی به نظر ميرسد گزارشگران غربی قادر به ديدن آن نيستند و ميکوشند بحران سياسی ايران را با توسل به کليشه های ساده انگارانه توضيح بدهند.
در باره نويسنده مقاله
اريک هوگلند استاد رشته سياست در کالج بيتس در ماين است و مقالات تخصصی او در ژورنال انتقادی خاورميانه درج ميشود. او در مورد مسايل روستايی ايران تخصص دارد و آخرين مقاله او تحت عنوان , سی سال انقلاب اسلامی در روستاهای ايران, در ميدل ايست ريپورت شماره 250، بهار 2009 به چاپ رسيد.
منبع:
http://www.zmag.org/znet/viewArticle/21813
عکس اين صفحه از سايت خبرگزاری مهر برداشته شده است. به ساير عکس ها در لينک زير توجه کنيد، ,چهره دانشجويی, دست ساخت جمهوری اسلامی به باج گيرهای سرمحله در دوره قاجار و مادر بزرگ های شان شباهت عجيبی پيدا کرده است.
http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=901413
14 تیر 1388 22:35
*****************
Iran's Rural Vote and Election Fraud
June 27, 2009 By Eric Hooglund
Eric Hooglund's ZSpace Page
Join ZSpace
I just heard a CNN reporter in Tehran say that Ahmadinejad's support base was rural. Is it possible that rural Iran, where less than 35 percent of the country's population lives, provided Ahmadinejad the 63 percent of the vote he claims to have won? That would contradict my own research in Iran's villages over the past 30 years, including just recently. I do not carry out research in Iran's cities, as do foreign reporters who otherwise live in the metropolises of Europe and North America, and so I wonder how they can make such bold assertions about the allegedly extensive rural support for Ahmadinejad.
Take Bagh-e Iman, for example. It is a village of 850 households in the Zagros Mountains near the southwestern Iranian city of Shiraz. According to longtime, close friends who live there, the village is seething with moral outrage because at least two-thirds of all people over 18 years of age believe that the recent presidential election was stolen by President Mahmoud Ahmadinejad.
When news spread on Saturday (June 13) morning that Ahmadinejad had won more than 60 percent of the vote cast the day before, the residents were in shock. The week before the vote had witnessed the most intense campaigning in the village's history, and it became evident that support for Mir-Hossein Mousavi's candidacy was overwhelming. Supporters of Ahmadinejad were even booed and mocked when they attempted rallies and had to endure scolding lectures from relatives at family gatherings. "No one would dare vote for that hypocrite," insisted Mrs. Ehsani, an elected member of the village council.
The president was very unpopular in Bagh-e Iman and in most of the other villages around Shiraz, primarily because of his failure to deliver on the reforms he promised in his successful 2005 presidential campaign. He did have some supporters. Village elders confided, "10 to 15 percent of village men, mostly [those who were] Basijis [militia members] and those who worked for government organizations, along with their families."
Carloads of villagers actually drove to Shiraz to participate in the massive pro-Mousavi rallies that were held on the three nights prior to the balloting. And election-day itself was like a party in Bagh-e Iman. Many people openly announced their intentions to vote for Mousavi as they cheerfully stood in line chatting with neighbors, and local election monitors estimated that at least 65 percent of them actually did so. "Although some probably really voted for [Ayatollah Mehdi] Karubi, who also is a man of the people," said election monitor Jalal.
Of course, the Basijis with their mothers, wives and sisters did come out in force but were quiet, apparently timid about revealing their voting intentions "because they probably voted for Ahmadinejad," continued Jalal. But he insisted that they did not count for more than 20 or 25 percent of the vote.
By Saturday evening, the shock and disbelief had given way to anger that slowly turned into palpable moral outrage over what came to be believed as the theft of their election. The proof was right in the village: "Interior Ministry officials came from Shiraz, sealed the ballot boxes, and took then away even before the end of voting at 9 pm," said Jalal. In all previous elections, a committee comprised of representative from each political faction had counted and certified the results right in the village. The unexpected change in procedures caught village monitors off guard, as it did everywhere else in the country.
By Saturday evening, small groups of demonstrators were roaming the main commercial streets of Shiraz, a city of 1.5 million residents, and protesting the announced results as a fraud. People refused to believe that Ahmadinejad could have been re-elected. Larger demonstrations took place on Sunday, Monday and Tuesday, beginning in the late afternoon and continuing long after the sun had set. These attracted carloads of supporters from Bagh-e Iman and other villages, including several that were 60 kilometers from Shiraz.
Although the crowds shouted slogans such as "Death to Dictatorship," most protestors shouted "Allah-o-akbar," the popular chant of the 1978-79 Revolution. Indeed, in Shiraz, thousands climbed unto the roofs of their homes Sunday to shout 'Allah-o-akbar' for several hours.
Most villagers are supporters of the Islamic Republic, but they are ready for the reforms that they say are essential so that their children will have a secure economic future. They saw hope in Mousavi's promise to implement reforms, even though he is a part of the governing elite.
But that political elite is divided over how Iran should be governed: a transparent democracy where elected representatives enact laws to benefit the people or a 'guided democracy' in which a select few make all decisions because they do not trust the masses to make the right ones. This astute political insight is one that is prevalent in Iran but seems to have escaped the notice of the Western reporters who are trying to explain Iran's political crisis with resort to simplistic stereotypes.
Eric Hooglund is professor of politics at Bates College, Lewiston, Maine, and editor of the scholarly journal Middle East Critique. He is an expert on Iran, and his most recent publication is "Thirty Years of Islamic Revolution in Rural Iran" in Middle East Report, no. 250, spring 2009.


Reader Comments