مسلمین باید بتاریخ تطبیقی و فرافرقه ای از اسلام استناد کنند
بعضی از مسلمین این عینک را بر چشمشان زده اند که محمد فرستاده خدای اصلی است و هر کاری که او کرده است قابل دفاع است زیرا خواسته خدای اصلی جهان است.
اولا محمد هیچ گاه این ادعای گزاف خود را نتوانسته است ثابت کند.در قران بارها اشاره شده است که وی فقط حامل پیام خدا(خیالی) است ومعجزه ای هم ندارد و فردی مانند دیگر افراد بشر است.
ادعای محمد را عمو های او مثل ابوطالب و ابی لهب قبول نکرده اند و ابی لهب که دو دختر محمد عروسش بوده است وی را به هرحال از نزدیک میشناخت و ابوطالب پدر علی که بر مذهب بت پرستی فوت کرد اصلا محمد را بزرگ کرده است.در زمان محمد هم کسی ادعای وی را قبول نکرده است مگر افرادی که انگشت شمار بوده اند وجمعیت دور محمد با قلدری و حیله و استبداد و شمشیر توانسته اند در بزنگاه رشد عقاید انسانی که در آن دیگر بت پرستی مسخره بنظر میآمده است یک ارزش عقب مانده و جنگ طلب و آدمکشانه را بر توده ها تحمیل کنند و موتور این تحمیل هم غارت و برده گرفتن مردم غیر خودی ابتدا در عربستان و سپس در مناطق دیگر بوده است.
در عربستان مسیحیت و یهودیت حضور داشته است و محمد هم در مسافرتهای متعدد خود با این عقاید آشنا شده است.
آنچه که محمد آورده است نه چیز تازه ای بر دانش بشر افزوده است و نه معجزه ای بوده است.در واقع محمد نه تنها چیزی را نیاورده است بلکه صلح را از جامعه بشری بنام دین سلب کرده است و این ویرانی را با نام جهاد پوشش داده است.
آنچه که محمد آورده است فقط آدم کشی و ویرانی بوده است که همواره در حکومت های اسلامی ادامه یافته است.نمونه اش را اسلام خمینی در نظر بگیرید و ببینید چقدر آدم کشی و جنایت کرده است که حتی خیلی از مسلمین هم از آن حاکمان برائت اعلام میکنند.
بیبایید یک لحظه در نظر بگیریم که محمد ادعای پیامبری نکرده است بلکه اصلا میخواسته شاه عربستان باشد و حکومت را در دست بگیرد. او چه باید میکرد که در زمانی که ادعای پیامبری کرده است نکرده است؟!!!
در عربستان و در اطرف ان ادیان سامی یهودیت و مسیحیت موجوند و رشد زیادی را هم بویژه دین مسحیت داشته است.مردم عربستان منتظر هستند که پیامبری ظهور کند و مردم را بیکتا پرستی بخواند و حنیف ها در اطراف عالم آن روز بدنبال این پیامبر روان شده اند.این همان بزنگاه رشد عقاید مردمان زمانه است که مورد نظر بنده میباشد.بوده اند افراد دیگری هم که ادعای پیامبری داشته اند و توانسته اند که دولت حاکمی را هم تاسیس کنند و محمد تنها مدعی پیامبری در آن زمان نبوده است که حکومت تشکیل داده است.
این جو عالی زمانه را محمد با ادعاهای غلط خود تبدیل بویرانی و کشتار در عربستان و سپس عالم آن روز کرده است.شعله ویرانگری که امروز هم شراره های ویرانگرش مشهود است و آدمیان ضد خرد و عقل هیزم آن شراره ها هستند.منتها در بین آنان یک عده ساده فریب خورده و یک عده دیگری هم مثل خمینی هاست که دست در دست ریگان ها و حزب جمهوری خواه آمریکا داشته اند و عروسک خیمه شب بازی آنها شده اند و ارباب برای قدر دانی حتی حاضر نیست که اعلام نماید با خمینی چه گفت و چه کرد(مثلا جریانات ژنرال هایزر- اکتبر سورپرایز - ایران کنترا).
این جو عالی رشد عقاید در زمان محمد میتوانست با تکیه بر عقل و خرد بجریان بسیار سازنده ای برای بشریت تبدیل شود و از خرافات بدور باشد.
پس محمد نه حرف تازه ای داشته است و نه بینش سازنده ای را پیشنهاد کرده است بلکه آنچه او آورده است فقط ویرانگری و حمله و خرافات و جنگ و هر چیز بد دیگر بوده است.
برای قضاوت در کارنامه محمد لازم است که روزشمار زندگی وی بویژه بعد از ادعای نبوت مورد بررسی قرار گیرد تا ریشه این ویرانگریها نمایانده شود.
تاریخی که مسلمین منبع خود قرار میدهند تاریخی تحریف شده و بر له محمد و بر علیه دشمنان او نوشته شده است و نویسندگانش همان عینک این مسلمین فعلی را بر چشم خود زده اند(محمد فرستاده خداست و هر کس با او دشمن بوده است بد است)
محمد را لازم است بر اساس عقل و خرد و این که عقل در باره او چگونه میاندیشد قضاوت کرد.تحریف تاریخ اسلام بنفع محمد همزمان به نفع حاکمان در سرزمینهتای اسلامی بوده است و برای این که کسی نتواند در این عرصه اسب خرد را براند با توسل بتقدس خود ساخته سب النبی هر خردگرایی را بقتل رسانده اند.امروز هم اگر اینترنت و انفجار اطلاعات نباشد همان کار ها را خواهند کرد ولی خوشبختانه قادر به این کار ها نیستند و بفراخور زمانه هر نسلی وی را افشا کرده است امروز بایداز امکانات زمان برای افشای خائنان به بشریت بیشتر سود برد.
از نظر من تروریست کسی است که اجازه نمیدهد مسایل موجود در بین انسانها و جوامع بر اساس عثل و عدالت (که حداقل آن حقوق بشر است ) حل شود.
عقاید اسلامی ضد عقل و ضد حقوق بشر هستند در شکلی که محمد ارائه کرده است محمد ادعای معصومیت نکرده است و خود را بنده ای مانند دیگر مردمان(گناهکار) بر شمرده است که بوی وحی میشود و این ملایان و دینکاران بعدی هستند که او را معصوم و صاحب علم غیب کرده اند ولی خودش هیچگاه چنین ادعایی نکرده است.اسلامی که ملایان پس از محمد ساخته اند بس بیشتر ضد حقوق بشر و ضد عقلی تر است بویژه اسلام شیعی که 13 معصوم اضافی هم دارد و امام 1200 ساله آن هنوز قرار است بیاید!!این تحریفات بدون دستکاری در رویدادهای واقعی نمیتواند صورت بگیرد معصوم سازی یک جلوه ای از همان تحریفات تاریخ اسلام است که مورد استناد بعضی از مسلمین است.از این نگر ارزشهای اسلامی حتی تروریستی خواهد بود.
اولا محمد هیچ گاه این ادعای گزاف خود را نتوانسته است ثابت کند.در قران بارها اشاره شده است که وی فقط حامل پیام خدا(خیالی) است ومعجزه ای هم ندارد و فردی مانند دیگر افراد بشر است.
ادعای محمد را عمو های او مثل ابوطالب و ابی لهب قبول نکرده اند و ابی لهب که دو دختر محمد عروسش بوده است وی را به هرحال از نزدیک میشناخت و ابوطالب پدر علی که بر مذهب بت پرستی فوت کرد اصلا محمد را بزرگ کرده است.در زمان محمد هم کسی ادعای وی را قبول نکرده است مگر افرادی که انگشت شمار بوده اند وجمعیت دور محمد با قلدری و حیله و استبداد و شمشیر توانسته اند در بزنگاه رشد عقاید انسانی که در آن دیگر بت پرستی مسخره بنظر میآمده است یک ارزش عقب مانده و جنگ طلب و آدمکشانه را بر توده ها تحمیل کنند و موتور این تحمیل هم غارت و برده گرفتن مردم غیر خودی ابتدا در عربستان و سپس در مناطق دیگر بوده است.
در عربستان مسیحیت و یهودیت حضور داشته است و محمد هم در مسافرتهای متعدد خود با این عقاید آشنا شده است.
آنچه که محمد آورده است نه چیز تازه ای بر دانش بشر افزوده است و نه معجزه ای بوده است.در واقع محمد نه تنها چیزی را نیاورده است بلکه صلح را از جامعه بشری بنام دین سلب کرده است و این ویرانی را با نام جهاد پوشش داده است.
آنچه که محمد آورده است فقط آدم کشی و ویرانی بوده است که همواره در حکومت های اسلامی ادامه یافته است.نمونه اش را اسلام خمینی در نظر بگیرید و ببینید چقدر آدم کشی و جنایت کرده است که حتی خیلی از مسلمین هم از آن حاکمان برائت اعلام میکنند.
بیبایید یک لحظه در نظر بگیریم که محمد ادعای پیامبری نکرده است بلکه اصلا میخواسته شاه عربستان باشد و حکومت را در دست بگیرد. او چه باید میکرد که در زمانی که ادعای پیامبری کرده است نکرده است؟!!!
در عربستان و در اطرف ان ادیان سامی یهودیت و مسیحیت موجوند و رشد زیادی را هم بویژه دین مسحیت داشته است.مردم عربستان منتظر هستند که پیامبری ظهور کند و مردم را بیکتا پرستی بخواند و حنیف ها در اطراف عالم آن روز بدنبال این پیامبر روان شده اند.این همان بزنگاه رشد عقاید مردمان زمانه است که مورد نظر بنده میباشد.بوده اند افراد دیگری هم که ادعای پیامبری داشته اند و توانسته اند که دولت حاکمی را هم تاسیس کنند و محمد تنها مدعی پیامبری در آن زمان نبوده است که حکومت تشکیل داده است.
این جو عالی زمانه را محمد با ادعاهای غلط خود تبدیل بویرانی و کشتار در عربستان و سپس عالم آن روز کرده است.شعله ویرانگری که امروز هم شراره های ویرانگرش مشهود است و آدمیان ضد خرد و عقل هیزم آن شراره ها هستند.منتها در بین آنان یک عده ساده فریب خورده و یک عده دیگری هم مثل خمینی هاست که دست در دست ریگان ها و حزب جمهوری خواه آمریکا داشته اند و عروسک خیمه شب بازی آنها شده اند و ارباب برای قدر دانی حتی حاضر نیست که اعلام نماید با خمینی چه گفت و چه کرد(مثلا جریانات ژنرال هایزر- اکتبر سورپرایز - ایران کنترا).
این جو عالی رشد عقاید در زمان محمد میتوانست با تکیه بر عقل و خرد بجریان بسیار سازنده ای برای بشریت تبدیل شود و از خرافات بدور باشد.
پس محمد نه حرف تازه ای داشته است و نه بینش سازنده ای را پیشنهاد کرده است بلکه آنچه او آورده است فقط ویرانگری و حمله و خرافات و جنگ و هر چیز بد دیگر بوده است.
برای قضاوت در کارنامه محمد لازم است که روزشمار زندگی وی بویژه بعد از ادعای نبوت مورد بررسی قرار گیرد تا ریشه این ویرانگریها نمایانده شود.
تاریخی که مسلمین منبع خود قرار میدهند تاریخی تحریف شده و بر له محمد و بر علیه دشمنان او نوشته شده است و نویسندگانش همان عینک این مسلمین فعلی را بر چشم خود زده اند(محمد فرستاده خداست و هر کس با او دشمن بوده است بد است)
محمد را لازم است بر اساس عقل و خرد و این که عقل در باره او چگونه میاندیشد قضاوت کرد.تحریف تاریخ اسلام بنفع محمد همزمان به نفع حاکمان در سرزمینهتای اسلامی بوده است و برای این که کسی نتواند در این عرصه اسب خرد را براند با توسل بتقدس خود ساخته سب النبی هر خردگرایی را بقتل رسانده اند.امروز هم اگر اینترنت و انفجار اطلاعات نباشد همان کار ها را خواهند کرد ولی خوشبختانه قادر به این کار ها نیستند و بفراخور زمانه هر نسلی وی را افشا کرده است امروز بایداز امکانات زمان برای افشای خائنان به بشریت بیشتر سود برد.
از نظر من تروریست کسی است که اجازه نمیدهد مسایل موجود در بین انسانها و جوامع بر اساس عثل و عدالت (که حداقل آن حقوق بشر است ) حل شود.
عقاید اسلامی ضد عقل و ضد حقوق بشر هستند در شکلی که محمد ارائه کرده است محمد ادعای معصومیت نکرده است و خود را بنده ای مانند دیگر مردمان(گناهکار) بر شمرده است که بوی وحی میشود و این ملایان و دینکاران بعدی هستند که او را معصوم و صاحب علم غیب کرده اند ولی خودش هیچگاه چنین ادعایی نکرده است.اسلامی که ملایان پس از محمد ساخته اند بس بیشتر ضد حقوق بشر و ضد عقلی تر است بویژه اسلام شیعی که 13 معصوم اضافی هم دارد و امام 1200 ساله آن هنوز قرار است بیاید!!این تحریفات بدون دستکاری در رویدادهای واقعی نمیتواند صورت بگیرد معصوم سازی یک جلوه ای از همان تحریفات تاریخ اسلام است که مورد استناد بعضی از مسلمین است.از این نگر ارزشهای اسلامی حتی تروریستی خواهد بود.
من سعی خواهم کرد با جمع آوری مدارکی این تحریفات تاریخ اسلام را نشان دهم:
البته با توجه به انشقاق در درون اسلام بسنی و شیعه و در درون آنها به حنفی و شافعی و حنبلی و... و در داخل شیعه به 4 ؛7 و 12 امامی و اخیرا بابی و بهایی و ...میتوان علت آنرا هم یک نوع تحریف تاریخ اسلام دانست.خود بودن این فرقه های مختلف نشانی است از تحریف تاریخ اسلام.زیرا محمد نه شیعه بوده است و نه سنی.این تحریف تاریخ اسلام است که منجر بشیعه و سنی شدن شده است.
ما باید به منابعی استناد کنیم که خارج از ادعاهای فرق اسلامی است وگر نه بحث بی فایده خواهد شد.در جایی که با تکیه بر شنگول و منگول بازی هنوز در تاریخ اسلام نمیتوان ثابت کرد که محمد یک دختر داشته است و یا چند دختر.عثمان داماد او بوده است یا نه؟ زیرا در این گونه بحثها فقط آن منبعی مورد استناد است که فرقه اسلامی مذکور بنفع خود تحریف و جعل کرده است.ما نیاز به یک تاریخ اسلامی تطابقی و خارج از باور های این و یا آن فرقه اسلامی داریم:این تاریخ فقط میتواند یک تاریخ علمی باشد و نه تاریخ تحریف شده فرقه ای که هدف از آن مشروعیت بخشدن برای عده ای و منافع آنان است در لباس دین.
این تاریخ انشااله پله بپله ساخته خواهد شدو خائنان به جامعه بشری را افشا خواهد کرد.به امید آن روز.
قضاوت در مورد رفتار محمد بر اساس عقل و عدالت (بر اساس معیار زمان محمد و نه زمان فعلی )خواهد بود و نه بر اساس ادعای پیامبری و این که هر چه پیامبر کند درست و عین صواب است.

Reader Comments